اگر در این دنیا برای هرکسی یک بهشت آفریده شده باشه ، بهشت من خونه مامانجون و باباجونه!
اگر تمام درها و قلب های جهان رو به من بسته بشه ، من سرمو بالا میگیرم در این خونه رو میزنم چون میدونم تحت هر شرایطی رو بهم باز میشه و دونفر اینجارهستن که تمام دنیا با من دشمت بشن این دونفر دوسم دارن ، حتی اگر دیگه این ریحانه نباشم!!
یا هر وقت خیلی احساس تنها بودن و ناراحتی کنم فقط یک شماره پیش روم هست ،
شماره ی این خونه
وقتی زنگ میزنم اونجا تا دو دقیقه اول مامانجون فقط یک نفس قربون صدقم میره
صدای مامانجون میاد که باباجونو صدا میزنه
باباجونم یک پیرمرد هشتاد و اندی سالهست
با همون صدای پیرش میگه بله خانم
مامانجون میگه بیا نوهمون زنگ زده و باباجون انگار چهل سال جوون تر میشه ، از سرعتی که خودشو به تلفن میرسونه و صدایی که با ذوق میگه
سلام دخترکم
نازت قشنگه
نازت زیاده
میفهمم❤️
و در عرض چند ثانیه از خسته ترین حالت به خوشبخت ترین ادم دنیا تبدیل میشم:)
خدا برای من حفظتون کنه❤️
برچسب:
نویسنده: ستایش احمدی