خرید بک لینک

واقعا باید شیرینی پخش کنم که بعد از هفتتتتت ماااااااه این ترم یک طلسم شده تموم شد

اما خب بعد از همه این ها....

پایان ترم یک:

معدل الف ، 19.44 رقم خورد

نسبت به اول ترم دو کیلو وزن و مقداری از ارامش روان زیبامو از دست دادم رفت...

دو ماه مرداد و شهریور بازیابی میشیم تا مهر دوباره جنگ روانی دانشگاه ابتدا بشه

واقعا دروغ چرا... این ترم از ثانیه اولش وحشتناک شروع کار شد تا آخرین لحظه! یه متن طولانی از اول ترم نوشتم ولی خیلی انرژی منفی داره اصلا قصد ندارم منتشر کنم در همین حد که هفته چهارم اینقدر وضعیت و حال بدی داشتم میخواستم انصراف بدم ، که مدیر گروه رشتمون اجازه نداد گفت نه تو حیفی صبر کن یکم بگذره..❤️

نمیدونم بخاطر این بود که من هیچ تجربه دانشگاهیی نداشتم یا واقعا همه ترم ها قراره همینجوری باشه،، اما خب تجربه های خوبی پیدا کردم که ارزششو داره:)

و همینطور ترم اول نکات مثبت هم کم نداشت:

مثلا دوستیم با ملی و مبی به مراااااتب بهتر شد در حدی که الان خونه ی همدیگه زیرشلواری داریم

دوستیم با مامان ملی که اصلا نگم براتون میرم خونشون بعد از چند ساعت میاد تو اتاق دست منو میگیره میگه بیا باهممممم حرف بزنیم ملی میگه این همکلاسی منه با تو چه حرفی داره اخه ولی واقعا حرف داریم!! من با بیشتر آدمای دنیا حرف دارم خیلی عجیبه

دوستیم با شکیبا ضعیف تر شد چون فهمیدم چه آدم بی مسئولیت و کوته فکریه و همه رو قربانی منافع خودش میکنه

و از همه مهم ترررررر دوست به‌روز پیدا کردم فاطمه عزیزم ، که واقعا دختر پخته ،واقع گرا و خوبیه اینو خیلی دوسش دارم من و فاطمه این ترم مثل پت و مت بودیم ، من خرابکاریای اونو جمع میکردم اون برا منو چون متاهل و شاغله میگه که شاید ترم بعد اگر حضوری شد نیام منم گفتم منو با این کرکسان شوم تنها نذار

کرکسان شوم؟ همکلاسیام!!

اصلا من و فاطمه و ملی و مبی مثل ماهی زلال پرست بودیم که رفته بود به شب نشینی خرچنگ های مردابی

من همیشه سعی میکنم تو محیط های آموزشی ارتباطمو با همه مثبت نگهدارم ، با همه با احترام و خاکی رفتار میکنم ولی فهمیدم که انگار ارث پدر برخی رو خوردم خودم خبر ندارم

مائده وسطای ترم اومده پی‌ویم این پیامو داده که فلان فیلمو بفرست

منم رو سلام کردن حساااااااسس

نوشتم سلام عزیزم ، خوبی؟

و نفرستادمممم تا جواب سلامو بدهههه

بیتربیت

این حساسیت به سلام از استاد موسیقیم بهم رسیده ، هرکی وارد آموزشگاه میشد و بلند سلام نمیکردو جریمه میکرد میگفت این که کسی رو نمیشناسی دلیل نمیشه سلام نکنی

توکلاس بودیم یهو میشنیدیم یکی با صدای صور اسرافیل داره دااااددد میزنه سلامممم یعنی شاگرد بعدی این استاد اومده

دلم براش تنگ شد

اینو گفتم بدونید کرکسان شوم یعنی چی

حالا برگردیم به ترم یک

روحیه حسابگرم یادداشت کرد و از اول ترم 11 میلیون رفت برای دانشگاه و ایییین یعنی خوبه! برای رشته های هنری واقعا خوبه

اوایل ترم که میخواستم انصراف بدم بابام میخواست با حرفاش آرومم کنه گفت تحصیل هم یه مسیر و تجربه‌ست ،، میدونی الان چقدر هستن دخترایی که دوست دارن تحصیل کنن اما پدر یا همسرشون اجازه نمیده؟

الان خودت فکر کن مثل فاطمه متاهل بودی و همسرت میگفت دوست ندارم ادامه تحصیل بدی چی میگفتی،،

منم که خب حالم بد گریههههههه میکردم

یهو گفتم خب منم میگفتم چشم

ددی گفت ریحانهههههه فقط صد و هشتاد میلیون دوتا چرخ تو اتاقت خوابیده حالا یکم ناز کن بعد بگو چشم

هیچی من مقاومت میکردم و ددی هم هعی اصرار که تروخدا بگو بذار یه دسشویی برم فکر کنم بعد بیا همون چشم خودتو بگو باشه؟

منم که نه خیر من آقایی هرچی بگه جوابم چشم هست

بعد رفتم با ملی و مبی حرف زدم دیدم مبی میگه چه معنی داره زن رو حرف شوهرش حرف بزنه منم باشم میگم چشم ،، ولی توی همون لحظه ملی داشت دوست پسرشو پشت گوشی از صد جهت پاره میکرد به تووووووو ربطی ندارهههه کجااااااام و با کیممممممم تو زندگی منننن دخالت نکنننننننن

خلاصه که ترم یک هم اینگونه گذشت

خداوند را هزاران مرتبه شکر❤️✨✨✨

برچسب: نویسنده: ستایش احمدی تاريخ: جمعه 13 شهريور 1405 ساعت: 7:45

صفحه بندی